غلام رضا اسلامى
81
غروب خورشيد فقاهت ( زندگينامه وآثار ومبارزات آقاى خوئى ) ( فارسى )
حقا كه بايد ملت . ايران مدال افتخار . فاتحين را بر سينهء اين جنايتكاران نصيب كند . كه موفق شدند تا اين اندازه مراكز علمى را به خون و آتش كشند . اين همه گستاخىها و مجاوزاتى كه هيئت حاكمه نسبت به طلاب بىگناه و مبارز ما رواداشت نمونه آشكارى از انحطاط وضع در ايران و سلب آزادى و الغاء كليهء قيود اخلاقى و انسانى است . خيلى مضحك و در عين حال جاى تأسف است كه اين گروه طاغى به شدت دم از عدالت و اصلاح بزنند و براى دين و ميهن اظهار دلسوزى كنند ولى در همان وقت زير سايه حكومت سياهشان احدى جرئت اظهار عقيده و جانبدارى از حقوق و مصالح عمومى نداشته باشد . باز در همان وقتى كه . روزنامههاى مزدور با كمال آزادى نيرنگها و دسائس دستگاه را به عنوان قدمهاى اصلاحى مىپروراند ، رجال دينى نتوانند از روى افكار و آراى خود براى خير و صلاح مردم پرده بردارند . بدتر از اين وضع رفتارى است كه حكومت جبار نسبت به تلگرافها و نامههاى مردم به علماى خود مرتكب مىشود . كنترل و مصادره امانتهاى مردم را كوچكترين منافاتى با مبادى آزادى و حقوق . بشرى در دنيا به حساب نمىآورد . آيا از اين بيشتر هم ممكن است آراء و افكار و آزادىهاى ملتى را در فشار و مضيقه قرار داد ؟ آيا چنين حكومت سياهى ديگر مىتواند در فكر آسايش و رفاه ملت و تأمين . نيازمندىهاى مردم باشد ؟ مردم ايران به هيچ كس اجازه نمىدهند زير پردهء شعارهاى ملى و اصلاحى به كوباندن ملت بپردازد . آيا ممكن است اين دستگاه معنى اصلاح را بفهمد تا بتواند حقيقتاً به آن عمل كند ؟ تجاوزات مكرر دستگاه حاكمه بدون هيچ گونه مجوز قانونى مشت آنان را در دشمنى با ملت در دنيا باز مىكند و تدريجاً حكومت سياه آنها بزرگترين لكه ننگ را